نمای نزدیک:دکل‌ها در طول جنگ، امکاناتی مهم و حیاتی هستند. دیده‌بان‌ها هستند که قدر واقعی این چند تکه آهن را که روی هم سوار شده‌اند می‌دانند. دکل ابوذر یکی از همین دکل‌ها بوده که فرماندهی چون شهید حسن باقری با آن سر و کار داشته و چیزی فراتر از چند تکه آهن است چون خاطرات زیادی با آن رقم خورده است. نام این‌ دکل را شهید باقری گذاشت «ابوذر». تنهایی این ‌دکل که قبل و زمان جنگ استفاده مخابراتی داشت، در بیابان‌های گسترده شرق کارون، بی‌ شباهت به تنهایی ابوذر در صحرای ربذه نبود. مطالب این کتاب دست‌نوشته‌های روزانه سردار جعفری در زمان جنگ هستند و حالا که سال‌ها از نوشته شدنشان می‌گذرد، به خوبی اهمیت این دکل را در روزهایی که هیچ ‌خبری از آزادی خرمشهر نبود، نشان می‌دهد. جعفری در نخستین سال جنگ، در کردستان و جنوب،از نیروهای شناسایی بوده است و در این زمینه تجربه‌ زیادی دارد. وی در مصاحبه‌ای درباره چگونگی نوشتن یادداشت‌های روزانه‌اش گفته «برای نوشتن وقایع، زمان خاصی را در نظر نمی‌گرفتم. اما وقایع هر روز را در همان روز می‌نوشتم تا چیزی را فراموش نکنم. چون نگارش در اوج بحران، خاطرات و دست‌نوشته‌ها را ارزشمند و مستند می‌کند.» یک امتیاز کتاب، این است که با وجود حجم کم و در صورتی که می‌توانست به‌صورت گذرا به موضوع بپردازد، زیرنویس‌های زیادی دارد و همه مواردی که ممکن است برای خواننده ایجاد سوال کند، در پاورقی‌ها، توضیح داده شده‌اند.

نمای میانی:فتح‌الله جعفری، در سال1337 در اصفهان متولد شد. او دارای مدرک کارشناسی‌ارشد مدیریت از دانشگاه جنگ است. جعفری از سال‌1358 وارد سپاه‌قم شد. با آغاز حوادث کردستان، به این منطقه رفت و به مبارزه با ضدانقلاب پرداخت. در طول جنگ هم مسئولیت‌های مهمی در سمت فرماندهی به او واگذار شد. او بعد جنگ از سال 1378 تا 1386، ریاست سازمان حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع‌مقدس سپاه را به ‌عهده داشت.


نمای دور:این کتاب پانصد و شصت‌ و یکمین محصول دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری است و در بخش خاطرات جنگ ایران و عراق، صد و هفتاد و نهمین کتاب محسوب می‌شود. سردار فتح‌الله جعفری در طول مدت جنگ هم در کردستان و هم مناطق عملیاتی جنوب، زیاد دیده‌بانی کرده است. اما جنگ مانع از این نشد که از روزهای اول دفاع، یادداشت‌های روزانه‌اش را به ‌ثبت نرساند. حسن باقری که سردار جعفری به وی هم پرداخته است، از فرماندهان زیرک و مبدع طرح‌‌های بی‌‌سابقه در جنگ بود و رویکرد جنگ را از نظامی صرف، به فرهنگ عاشورایی و علوی مبدل کرد.


بخشی از این نوشته‌ها و یادداشت‌های روزنوشت جعفری، در قالب دو کتاب «دکل ابوذر» و «چزابه» منتشر شده‌اند. کتاب «دکل ابوذر» تنها 37 صفحه حجم دارد که 27 صفحه‌اش را خاطرات سردار جعفری و 10 صفحه پایانی را تصاویر و نقشه‌ها ساخته‌اند. خواننده در این کتاب گوشه‌ای از همین حقیقت را به روایت فتح‌الله جعفری خواهد دید.
از کتاب:به دارخوین برگشتم تا پس از خوردن ناهار، به دکل ابوذر بروم. لذت دیده‌بانی روی دکل و چگونه دیدن را ـپس از آن همه مدت که در کردستان و جنوب بودم ـ تازه احساس می‌کردم. این بهترین فرصت بود که باز هم به عمق دشمن بروم و حتی زندگی‌شان را در جنگ ببینم. طی کردن پله‌های فلزی تا دیدگاه، کاری طاقت‌فرسا بود. اما این بار به راحتی مسیر را طی کردم. مقداری هم آب با خودم بردم. دیده‌بان دیشبی نبود. 
صفحه 22