من آبان سال ۱۳۶۳ وارد تیپ شدم. البته قبلش هم ۴ اعزام بسیجی به کردستان و سقز و بوکان داشتم اما بعدش به عنوان پاسدار وظیفه به تیپ توپخانه ۶۳ خاتم الانبیاء رفتم. یک سال و نیم هم بسیجی بودم و اواخر جنگ هم به عضویت سپاه درآمدم و با تیپ همکاری داشتم. من متولد ۴۵ بودم و در همان ۱۸ سالگی به سربازی رفتم.

زمان جنگ ۵ تیپ توپخانه داشتیم که تیپ توپخانه  ۶۳ خاتم سومین تیپی بود که تشکیل شد. قبلش تیپ ۶۱ محرم (مشهد) و ۱۵ خرداد (اصفهان) شکل گرفته بود. فرماندهانی که ما داشتیم نسبت به جاهای دیگر غیر قابل قیاس بودند. مثلا حاج آقا صادقی که جانشین تیپ بود از بنیانگذاران توپخانه و دیده بانی سپاه در غرب کشور بود. ایشان با ارتش تعامل کرده بود و چند قبضه توپ گرفته بود و توپخانه سپاه را راه اندازی کردند. از بچه های خوشفکر تهران بود و مثلا از ارتفاعات استفاده می کرد و توپ های ۱۰۵ را در جایی می گذاشت که بردش به توپ ۱۵۵ می رسید. البته امنیت توپخانه کم می شد اما این مزیت را هم داشت که اهداف دورتری را می زد.

آدم های قَدَری هم مثل مهندس احمد رجبی، سردار مجید براتی، شهید حسن شیری، شهید محمد صادقی، شهید حاج حسین کابلی و برخی دیگر از دوستان هم فرمانده گردان های این تیپ بودند که حتی وقتی سپاه توپخانه نداشت، این ها در غرب کشور توپچی و دیده بان بودند. یک دیدگاه عمل کلیِ ۴۳ در شاه نشینِ سرپل ذهاب داشتند که دیدگاه خیلی مهمی در منطقه غرب بود. به قول یکی از دوستان دیده بان، حضرت آقا، شهید صیاد شیرازی، شهید چمران و بنی صدرهم به آنجا آمده و از آن دیدگاه، روی منطقه توجیه شده بودند.

بچه های ۶۳ خاتم خاص بودند چون کادر قوی داشتیم. هر جایی عملیات می شد، قرارگاه مرکزی توپخانه ی عملیات با تیپ ما کار می کرد و سایر گردان ها و آتشبارهای یگان های مستقر در منطقه (اعم از سپاه و ارتش) تحت امر ما کار می کردند.

گُلِ کار ما عملیات کربلای ۵ و والفجر۸ بود. ما در عملیات والفجر۸ سمت راستمان بصره بود و سمت چپمان فاو بود. در منطقه خودمان سمت راست خرمشهر و سمت چپ آبادان بود. به موازات این، عراق سه جاده از بصره به فاو داشت. تنها راه پشتیبانی نیروهای عراقی در منطقه فاو هم این سه جاده بود. ما در فاصله خرمشهر تا آبادان ۴ تا ۵ دکل دیده بانی مرتفع داشتیم و این سه جاده در دید ما قرار داشت. تعداد قابل توجهی از یگان های عراق که می آمدند تا به فاو بروند باید از جلوی دیدگاه های ما رد می شدند و این دیدگاه ها، با دقت و حجم آتشی که اجرا می کردند، خیلی از عراقی ها تلفات می گرفتند و در چند مورد، یگان های عراقی از همانجا قبل از ورود به منطقه فاو، سر و ته می کردند و برمی گشتند تا خودشان را بازسازی کنند.