عملیات ثامن الائمه (ع) ، منجر به رفع محاصره آبادان گشت و غنائم زیادی به دست ما آمد. ازجمله یک آتشبار توپخانه 155 میلیمتری کششی که دشمن آن را در شمال آبادان (بین دارخوین و پل مارد) جا گذاشته و گریخته بود. رزمندگان اسلام ، بلافاصله این آتشبار را تعمیر کردند و عملیاتی نمودند و در همان منطقه ، بر علیه دشمن بکار گرفتند. سه ماه بعد و در عملیات فتح بستان ، رزمندگان تیپ 14 امام حسین (ع) یک گردان توپخانه 130 و یک آتشبار 105 یوگوسلاوی را از عراقی ها غنیمت گرفتند. این دو اتفاق ، مبدأ شکل گیری توپخانه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود. 
تا قبل از عملیات فتح المبین ، هرچند که فرماندهان یگان ها و سطوح بالاتر احساس ضرورت می کردند ، اما هنوز این نیاز را با پوست و گوشت خود حس نکرده بودند. از طرفی تا عملیات فتح المبین ، عنصر اصلی و مورد اتکای آتش پشتیبانی سپاه ، خمپاره اندازها بودند که به وفور به غنیمت گرفته شده بودند. اما در لایه هایی از یگان ها ، افرادی هم بودند که نیاز به جنگ افزارهای پشتیبانی با برد بلندتر و حجم بیشتر را لمس می کردند و حتی مصرانه دنبال آن بودند. اما نمی دانستند چگونه و از کجا چنین سلاح هایی را فراهم کنند. خصوصآ که ابرقدرت ها نیز کشور ما را تحریم جهانی کرده بودند و حتی سیم خاردار هم به ما نمی فروختند. 
در آستانه عملیات فتح المبین که حمله ای بود بسیار گسترده و مهم در منطقه غرب دزفول و به وسعت 5000 کیلومتر مربع ، یکی از مشکلاتی که ذهن طراحان و طراحان عملیات را به خود مشغول کرد ، کمبود و کافی نبودن آتش پشتیبانی در این عملیات بود. هرچند که گردان های توپخانه ارتش مأموریت پشتیبانی آتش این عملیات را به عهده گرفته بودند ، اما با توجه به حجم عظیم نیروهای بسیجی که در قالب تیپ های سپاه عملیات می کردند ، این آتش پشتیبانی اطمینان بخش فرماندهان نبود. در نهایت هم آتش پشتیبانی عملیات فتح المبین با همه عظمتش ، بیشتر با جنگ افزارهای ادوات و خمپاره انداز انجام گرفت. 
قبل از این عملیات برای اینکه از امکانات محدود سپاه حداکثر استفاده را ببرند ، حسن مقدم یک ابتکار زد و برنامه ریزی خاصی نمود. او همه فرماندهان ادوات یگان های عملیاتی را در قرارگاه کربلا جمع کرد و «مرکز هماهنگی آتش» را ایجاد نمود تا حداکثر استفاده را از آتش های موجود ببرد. همین ابتکار منجر به ایده تشکیل سازمان توپخانه سپاه شد. اما او برای کار بزرگ تشکیل توپخانه ، نه توپی داشت و نه نیرویی و مهمات و تجهیزات و مرکز آموزش و نه هیچ چیز دیگر. اما او به خدا توکل کرده بود و با همت مردانی پراراده ، این کار را آغاز نمود. دهم فروردین 1361 وقتی که فتح المبین پایان یافت ، یگان های عملیاتی پانزده هزار نیروی دشمن را اسیر کرده بودند و غنیمت های بسیاری گرفته بودند ازجمله 165 عراده توپ دوربرد و متوسط با توپکش و مهمات بر و همه تجهیزات دیگر. همه می گفتند این امداد آشکار خداوند است که توپ و توپچی و توپخانه دشمن بعثی ، یکجا به دست سربازان امام افتاده است. 
12 فروردین 1361 ، حسن مقدم ایده تشکیل توپخانه سپاه را با توجه به حجم غنائم بدست آمده ، به فرماندهان مافوق ارائه نمود. برادر سیدرحیم صفوی که آن هنگام مسئول عملیات سپاه بود ، بدون لحظه ای تردید این پیشنهاد را پذیرفت و همانجا طی دست نوشته ای ، او را مأمور تأسیس توپخانه سپاه نمود. همچنین از موضع فرماندهی سپاه به او ابلاغ نمود که تدابیر و راهکارهای لازم را ارائه نماید و هرچه زودتر تشکیلات و سازمان مناسب توپخانه را پیشنهاد دهد. 
حسن مقدم با چند تن از فرماندهان ازجمله حسن شفیع زاده که در آن هنگام معاون تیپ المهدی (عج) بود ، مشورت کرد و با آنها کار را شروع کرد. آنها با یک تدبیر سازمانی ، آتشبارهای 4 توپی را پیشنهاد کردند و 10 آتشبار توپخانه را سازماندهی نمودند. همچنین تعدادی از نیروها و فرماندهان یگان های مختلف را شناسایی ، جذب و سازماندهی نمود و عملآ هسته مرکزی توپخانه سپاه را فعال کرد. به موازات کارهای مقدم ، بچه های توپخانه هم فعال شدند و بین دهم فروردین تا دهم اردیبهشت 1361 که شروع عملیات بیت المقدس بود ، گردان ها و آتشبارهای توپخانه یگان های رزمی را سازماندهی کردند ، تمام توپ های غنیمتی را تعمیر و آماده کردند و برای پشتیبانی آتش عملیات بیت المقدس به کار گرفتند. البته 90% توپ ها ، سالم و نو بودند. 
پس از عملیات فتح المبین ، شهید علیرضا ناهیدی که فرمانده یگان ذوالفقار تیپ 27 محمد رسول الله (ص) بود ، شهید غلامرضا یزدانی که فرمانده گروهان یکم ادوات بود را مأمور راه اندازی توپ های 155 کششی غنیمتی در منطقه «علی گره زد» نمود. سردار شهید غلامرضا یزدانی در این باره می گوید:«وقتی توپ ها را تحویل گرفتم ، دیدم عراقی ها هنوز گریس کارخانه توپ ها را هم پاک نکرده اند. از بچه های واحد اطلاعات عملیات خواستم که پیگیری کنند و فرمانده این گردان توپخانه که اسیر شده بود و به اردوگاه اسرا برده بودندش را برای کسب اطلاعات فنی ، در اختیار ما بگذارند.» آن سرگرد عراقی می گفت:«عراق این توپ ها را از فرانسه خرید و از راه دریا حمل کرد. 5 روز قبل از حمله شما ، این توپ ها را در بندر عقبه اردن از کشتی پیاده کردند. 24 ساعت بود که آنها را وارد منطقه جنگی کرده بودیم که شما حمله کردید و آنها را غنیمت گرفتید.» 
از این مرحله به بعد ، نیاز اصلی توپخانه ما مهمات بود. اما عراقی ها این مشکل ما را نیز حل کرده بودند! آنها زاغه های بزرگی در تپه های «تینه» منطقه دشت عباس و تنگه ابوغریب ساخته بودند و پر از ده ها هزار قطعه انواع مهمات کرده و رفته بودند. حجم این مهمات غنیمتی آنقدر بود که تا 9 ماه بعد ، تمام مهمات مورد نیاز توپخانه سپاه از این زاغه ها تأمین می شد. توپکش ، تجهیزات ، قطعات یدکی و حتی مدارک آموزشی جنگ افزارها هم به مقدار کافی بدست آمد. همه می دیدند که خداوند اراده فرموده که سپاه را به دست دشمنانش ، به بهترین سلاح ها ، تجهیزات و مهمات روز دنیا تجهیز کند تا با همان سلاح ها ، برعلیه خودشان بجنگند. توپ های 122 میلیمتری ، 130 میلیمتری و 155 میلیمتری که سپاه در عملیات به غنیمت گرفت ، از پیشرفته ترین جنگ افزارهای توپخانه دنیا بودند. 
مشکل اصلی در آموزش تخصصی و بکارگیری جنگ افزارهای غنیمتی این بود که سیستم آن سلاح ها شرقی بود و ارتش ما ، مانند آنها را نداشت. نه پاسدارها و نه ارتشی ها ، تجربه استفاده و آموزش آنها را نداشتند. هرجا که از نظر اطلاعات فنی و تخصصی با مشکل مواجه می شدند ، بلافاصله فرمانده همان سلاح را از اردوگاه اسرای عراقی ، به منطقه می آوردند و او خیلی قشنگ و دقیق ، همه چیز را آموزش می داد و به اردوگاه بر می گشت. 
اتفاق بزرگی افتاده بود. دیگر سپاه توپخانه ای قوی و مجهز داشت و این برای دشمن ، فوق العاده شوک انگیز و سنگین بود. خصوصآ اینکه سپاه ، با تجهیزات خود او به این توانایی رسیده بود. در تحلیل ها و ارزیابی های جهانی نیز تجهیز سپاه به توپخانه ، نکته قابل توجه و تأملی بود. آنها این پدیده را دلیل قدرت قوی سازماندهی و مدیریت موفق فرماندهان سپاه دانستند. بدین ترتیب طی 5 ماه یعنی از فتح المبین تا بعد از عملیات رمضان ، مقطع مهم و سرنوشت سازی در شکل گیری یگان های توپخانه سپاه بود. در این مدت کوتاه ، گردان ها و آتشبارهای توپخانه یگان های رزمی ، عملیاتی شدند و کم کم جای خود را در ذهن فرماندهان و طراحان عملیات باز کردند. از نظر تاکتیکی ، لازم و ضروری بود که توپخانه سپاه ، با یگان های توپخانه ارتش هماهنگ باشند. برای همین «مرکز هماهنگی و پشتیبانی آتش» ایجاد شد. بدین ترتیب حسن مقدم در قرارگاه مرکزی کربلا ، حسن شفیع زاده در قرارگاه فتح و سایرین در بقیه قرارگاه های عمده ، این هماهنگی را ایجاد می کردند. 

روند توسعه سازمان توپخانه و تشکیل گروه ها 
روند غنیمت گرفتن توپخانه از دشمن ، همچنان در عملیات ها ادامه داشت. بعد از هر عملیات ، همزمان تسلیحات غنیمتی را تعمیر و بازسازی و سازماندهی می کردند و به کار می گرفتند و سازمان توپخانه توسعه می یافت. عملیات های گسترده ، یکی پس از دیگری انجام می گرفت. تیپ های سپاه به لشکر تبدیل می شدند و سازمان رزم سپاه ، از نظر کمی و کیفی توسعه می یافت. موفقیت های بزرگ صحنه های نبرد ، فرماندهان و مسئولان کشور را به تقویت و توسعه رده های پشتیبانی رزمی ترغیب می کرد. لذا خرید جنگ افزارهای جدید توپخانه ، در دستور کار دولت قرار گرفت. مقدمات این فکر و پیشنهاد را حسن شفیع زاده جا انداخت و قابلیت هایی که توپخانه سپاه ، در طول عملیات ها از خود نشان داد ، اعتماد مسئولین کشور را جلب کرد. 
پس از خرید اولین محموله تجهیزات جدید در سال 1362 ، توپخانه سپاه جان تازه ای گرفت. همزمان گروه های توپخانه سپاه را در قرارگاه ها تشکیل دادند تا نیاز یگان های رزمی به آتش دوربرد را مرتفع نمایند. از سال 1362 تا 1366 ، به تدریج 6 گروه های 6 گانه توپخانه سپاه شکل گرفتند و در عملیات ها و مأموریت های محوله ، به طرز چشم گیر و غیرقابل انکاری درخشیدند و موفق نشان دادند. از سال 1362 ، تقریبآ همه لشکرها و تیپ های سپاه ، توپخانه داشتند و سازمان توپخانه سپاه ، مراحل رشد و توسعه خود را طی می کرد. آبان ماه سال 1362 ، حسن مقدم از توپخانه رفت تا «فرماندهی موشک زمین به زمین سپاه» را راه اندازی و سازماندهی کند. پس از این حسن شفیع زاده ، فرماندهی توپخانه سپاه را برعهده گرفت. او در مراحل اولیه شکل گیری توپخانه طی 18 ماه گذشته نقش محوری داشت ، در راه توسعه و رشد و ارتقاء توان عملیاتی سپاه ، قدم بسیار بزرگی برداشت. 
علاوه بر مأموریت های سنگین 8 سال دفاع مقدس در طول 1400 کیلومتر جبهه های جنگ ، توپخانه نیروی زمینی سپاه با تدبیر فرمانده شهیدش حسن شفیع زاده ، موفق به کارهای بزرگ دیگری نیز شد. این اقدامات ، مکمل فعالیت های عملیاتی این یگان بود و بدون آن ، بقاء سازمان توپخانه امکان نمی یافت. ازجمله مهمترین این اقدامات می توان به تأسیس «مرکز آموزش توپخانه» در اصفهان ، ترغیب وزارت صنایع دفاع برای تولید و ساخت توپ و مهمات در کشور ، راه اندازی «مرکز تعمیرات توپخانه» در تهران ، ابداع ابتکارات تاکتیکی و تکنیکی متعدد برای رفع نیازهای جبهه ، برنامه ریزی برای کادرسازی و تربیت صدها فرمانده توپخانه ، ایجاد هماهنگی تنگاتنگ با توپخانه ارتش در مأموریت ها و تعریف و ایفای نقش بازدارندگی توپخانه دوربرد سپاه در جنگ شهرها اشاره کرد. او همپنین برای ارتقاء توان تاکتیکی توپخانه برنامه ریزی کرد. به نحوی که توپخانه سپاه در 2 سال بعد از تأسیسش ، چنان توان عملیاتی داشت که در بعضی عملیات ها ، طرح ریزی آتش و اقدامات استاندارد عملیاتی و تاکتیکی را عهده دار می شد و گردان های توپخانه ارتش را تحت امر می گرفت. مثلآ در عملیات والفجر 8 و با ابلاغ شورای عالی دفاع ، 15 گردان از توپخانه ارتش ، 70 روز تحت امر سپاه بودند. 

پس از جنگ 
جنگ که پایان یافت ، توپخانه نیروی زمینی سپاه ، هزاران نیروی کارآمد داشت و حدود 60 گردان سازماندهی شده و تجربیاتی تخصصی و بسیار ارزشمند. این یگان نیز مانند سایر نیروهای مسلح ، بازسازی خود را آغاز کرد. از سال 1368 به بعد ، امکانات سپاه می بایست بین 5 نیرویش (زمینی ، دریایی ، هوایی ، بسیج ، قدس) و متناسب با مأموریت هایشان تقسیم می شد. این کار با آمایش سرزمینی و شکل گیری لشکرها و تیپ های منتسب ، به سرعت انجام گرفت. یگان های موجود توپخانه هم بین تیپ ها و لشکرها توزیع شدند و سازمان توپخانه ، شکل نهایی خود را پیدا کرد. در مقطع فعلی تمام تیپ ها و لشکرها ، یگان توپخانه دارند که روز به روز توسعه کمی و کیفی مطلوب را طی می کنند. 
هم اکنون سازمان منسجم و کارآمد توپخانه نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با صدها گردان و آتشبار در غالب گروه های توپخانه و توپخانه یگان های رزمی ، با توانایی تخصصی تاکتیکی و تکنیکی و فنی بسیار بالایی که دارد ، به لطف خدای متعال و تحت توجهات ولی عصر (عج) و به برکت خون شهیدان ، آماده اجرای مأموریت های محوله است. در پایان ، یاد و خاطره 1500 شهید و صدها جانباز و 30 آزاده توپخانه سپاه را گرامی می داریم و از خداوند برای آنها ، علو درجات را مسئلت می نماییم و انشاءالله رهرو راهشان باقی بمانیم.