در عملیات والفجر ۱۰ به همراه تعدادی از بچه های دیده بانی پشت تویوتا وانت و پشت شاگرد نشسته بودیم. روی ارتفاعات سرسوروان برای نماز ایستادیم. بعد از نماز شهید عزیز مشاق طلوعی خیلی اصرار کرد که من جلو بنشینم و جایمان را با هم عوض کنیم. ۵۰ -۶۰ متر جلوتر نرفته بودیم که یک گلوله توپ کنار ماشین مان منفجر شد و یک ترکش به حنجره این همرزمم خورد و در جا شهید شد. 

حجت ایروانی