نام : شهید جواد قاسم کاظمی     فرزند  : فیض الله    

عضویت : رسمی   تاریخ شهادت : 5/10/1365   تاریخ تولد : 1342   محل شهادت : شلمچه      محل خدمت : نیروی انسانی

مزار وی در امامزاده قاسم زادگاهش (دماوند)قرار دارد.
























فرازی بر وصیت نامه شهید جواد قاسم کاظمی

با درود و سلام بر امام امت رهبر کبیر انقلاب اسلامی و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و با درود بر یاران امام و با سلام بر تمامی شهیدان از هابیل تا کنون شهادت راهی است. پر طوفان پر باران و پر برف راهی مشکل پر از پستی و بلندی هائی که از آنها با زحمت آنچنانی باید گذر تا به آن دست یافت.

خدایا، پروردگارا، آفریدگارا، معبودا، معشوق من بنده حقیر تو بنده گنهکارم من خیلی گناه کرده ام. از تو خدای قادر عظیم و رحیم می خواهم که تو را به آن مقربین درگاهت.

و آن شهدا و مجروحین به آن مخلصین که دینت قسمت می دهم که از گناهانم پاک سازی و مرا به کاروان شهیدان ملحق کنی. خدایا دیگر نمی شود به محلم باز گردم.

خدایا، از تو می خواهم که این آخرین وصیت نامه ام باشد. خدایا من از پدران و مادران شهدا خجلم... و نمی توانم رویشان را بنگرم چه بسا که در رویشان تمثال شهدایشان را ببینم.

ولی خدا نمی توانم پیش از این نمیرم و دوری این عزیزان را بکشم و باز هم روی زمین شاهد پر پر شدن امثال این عزیزان باشم. کریما من رضایم. به رضای تو هر چه خودت خواهی آماده اجرای آن ولی الله با شهادت در راهت زندگی این حقیر را زندگی ای جاوید گردان. آمین

پدر و مادر خواهران برادران عزیزم سلام علیکم سلام بر روی گشاده شما که نمی توانید پیام رسان ما باشید پیامی که تمام نهضت ها از آن پیامها به وجود آمده مانند نهضتی که امام خمینی شروع کرد.

نهضتی که از پیام شهدای پانزده خرداد 1342، و شهید مصطفی خمینی شروع شده بود. بنده هیچ اراده ای از خود ندارم نه من بلکه شما هم از خود اراده ای ندارد.

در رابطه با کار ثواب که دست خداست و همان چیزی که لو بخواهد همان هست که می گویند. هیچ برگی از روی درختی نمی افتد مگر خدا اراده کرده باشد.

پس شما هیچ موقع نمی میرم با شهید نمی شوم، فانی نمی گردم. مگر به اراده خواهی عزوجل پس شما رشادتم زیاد از خود بی خود نشوید. خود را تحت مصیبتها قرار دهید. اگر شهید شدم این را خوشبختی خود و هنر بحساب آورید. و اگر خودم این را بدانید که خدا خواسته مرا دوست نداشته باشید.

مگر آنکه شهادت را برایم بخواهید. آیا دیده اید هیج پدر و مادری را که دوست داشته باشند. فرزند خود را در این دنیا در حال گدائی ببیند. پس شما را هم دوست نداشته باشید که بنده در آن دنیا گوشه ای ایستاده باشم تا زمان حسابم فرا رسد و آن روز وقت آن شد که دفتر اعمالم را در دست چپم دهند و ای بحال آن روز از خدا بخواهید برای هیچ مسلمانی آن روز را نیاورد و از خود هم بخواهیم کاری که آن روز را پدید خواهد آورد انجام ندهم.

از هر فرصت که به دستتان آمد استقبال کنید زیرا زمانی که فرصت بخواهید دیگر وقت آن را ندارید. در زمان انقلاب مشتاق راهپیمائیها بودم تا شاید در این مجامع لیاقت شهادت را داشته باشم. اما نشد و فقط حسرتش در دلم بعد از انقلاب جنگ شبی آمد که از خدا فقط شهادت را در راهش را می خواستم و می خواهم تا هر چه خود خواهد و از شما تنها یک دعا هنگام تشییع می خواهم بکنید که خدایا شهادت این بنده حقیرت را در راهت قبول نما.

از شما می خواهم امام جمعه را تنها نگذارید و پشتیبان ولایت فقیه باشید از شما بسیجیان می خواهم نگذارید همچون زمان موعود(عج) افرادی که از همان نهاد تغذیه می شوند. جلوی کارهای خدا پسند شما را بگیرند و شما با اطمینان به اینکه خدا کمکتان می نماید جلوی بی بنده و باری و فساد را بگیرید.

شما و تنها کسانی که ادعای خردسای بودن را دارید باید مبلغ باشید و امر به معروف و نهی از منکر از یادتان نرود و نگذارید که این محل و منطقه که منور به خون شهیدان است از بومی کند بی بنده و باری و فساد و تاریک و متعفن گردد. از تمام افراد و آشنایان و فامیل حلالیت می طلبم.