سم الله الرحمن الرحیم

بنده ذاکر حیدری هستم. دهم آذرماه سال ۱۳۴۳ در روستای لله لو و در یک خانواده مذهبی ، متوسط وتلاشگر متولد شدم. باید عرض کنم که زادگاهم منطقه ورزقان است و من این منطقه بسیار زیبا را همواره وطن مادری خودم میدانم و عشق خدمت به وطنم هرروز به من امیدی تازه تر می بخشد. دوره ابتدایی را در روستا و دوره راهنمایی و دبیرستان را در شهرستان ورزقان به اتمام رساندم. دوران فراموش نشدنی زندگی من از زمانی شروع می شود که دانش آموز سال دوم راهنمایی بودم که انقلاب اسلامی به اوج پیروزی خود رسید. چند سالی ازاوج دوران شیرین پیروزی انقلاب اسلامی و شکوهمند کشورمان نگذشته بود که متقارن با سال سوم نظریِ دوران تحصیلی اینجانب، جنگ تحمیلی عراق علیه کشورمان شروع شد . بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ما هم در کنار سایر بزرگان در فعالیت‌های اجتماعی و عمومی که موردنیاز بود، شرکت می‌کردیم . در سال ۱۳۵۸حضرت امام (ره) دستور تشکیل بسیج را دادند و بنده نیز برحسب وظیفه و با توجه به نیاز تشکیل این سازمان ارزشمند در سال ۱۳۶۰ به عضویت بسیج درآمدم و در کنار سایر بزرگان به ایفای وظیفه محوله میپرداختم تا اینکه در سال ۱۳۶۱ به استخدام رسمی سپاه درآمدم.

البته قبل از اینکه وارد سپاه و بسیج شوم، در کنار تحصیل به فعالیت‌های ورزشی هم می پرداختم. ازجمله :رشته اصلی بنده دو و میدانی بود که توانستم چند بار در مسابقات شهرستان رتبه‌های اول و دوم را کسب کنم ودر کنار آن، فوتبال هم بازی می کردم و به کوهنوردی هم علاقه شدیدی داشتم. اما بعد از اصابت ترکش به پایم،دیگر نتوانستم مثل سابق ادامه دهم. ولی هنوز هم از فعالیت‌هایی که باعث آمادگی جسمانی می شود دریغ نمی کنم، زیرا معتقدم که عقل سالم در بدن سالم است. بعدازاینکه وارد سپاه شدم جهت مأموریت سه ماهه به منطقه کردستان اعزام شدم و در آن سه ماهی که به این منطقه اعزام شده بودیم با توجه به نیازی که بنده و هم رزمان و همچنین فرماندهان احساس می کردند، وظایفی را بر عهده داشتیم. نهایت این امر باعث شد که تا زمان پذیرش قطعنامه در سال ۱۳۶۷ ، با مسئولیت‌هایی ازجمله: رئیس قبضه، دیده بان توپخانه، و همچنین فرمانده گردان، فرمانده عملیات توپخانه لشکر عاشورا، و نهایتاً رئیس ستاد توپخانه عاشورا در خدمت رزمندگان باشیم. پس ازآن به گروه ۶۰ رسالت منتقل شدیم و به عنوان مسئول گروه توپخانه لشکر عاشورا انجام وظیفه نمودیم و بعد از پذیرش قطعنامه وارد کردستان شدیم و در خدمت سرلشکر شهید احمد کاظمی که فرمانده وقت قرارگاه حمزه سیدالشهدا بود به ادامه خدمت به عنوان افسر تخصصی قرارگاه و همچنین مسئول عملیات گروه ۶۰ رسالت تا سال ۱۳۷۵ پرداختیم. بعدازآن به عنوان مسئول و همچنین جانشین گروه ۶۰ رسالت تا سال ۱۳۸۰ انجام وظیفه نموده و در سال ۱۳۸۰ به مرکز اطلاعاتی ۱۴ معصوم به عنوان مسئول طرح و بررسی منتقل شدم و بعد از مدتی به عنوان سرپرست مرکز ۱۴ معصوم انجام وظیفه نمودم . بعد از خدمت چندساله در این سمت، به سپاه عاشورا منتقل شدم و به عنوان مسئول عملیات سپاه عاشورا در خدمت رزمندگان و بسیجیان دلاور سپاه عاشورا بودم تا این اواخر که به خاطر مسائل انتخابات بعد از ۳۳ سال خدمت، در خردادماه استعفا دادم و الآن هم عرصه خدمت را عوض کردم و به عرصه انتخابات و سیاست آمدم تا از این طریق خدمت بی منتی را برای اهالی شهرستان ورزقان انجام دهم