دیدگاه تمور ژنان


بهار 67 بود و بعد از عملیات حلبچه موشک اندازهای 240 میلی متری به جمع استعداد تیپ 63 خاتم افزوده شد .در آن زمان تطبیق آتش تیپ در یکی از مرتفع ترین قله های رشته کوه سرسوروان بود و دیدگاه ها شاخ شمران ، تپه مجید وبهترین دیدگاه از حیث وسعت منظر و اشراف به منطقه دیدگاه تمورژنان بود این دیدگاه روی ارتفاع کوهی دراز و ممتد قائم بر بخش خلفی دریاچه سد دربندیخان مشرف بر جبهه ی احمد برنو تا یال غربی شاخ شمران بود و با دوربین دستی به راحتی سد دربندیخان و بخشی از شهر دربندیخان را در دید داشت.

 

 

لذا فرماندهی عملیات تصمیم گرفته بود موشکهای 240 میلی متری تازه وارد را روی سد دربندیخان آزمایش کند این موشکها که در لانچر 12 تائی و خودکششی بودند هم برد مناسبی داشتند و هم قدرت تخریب بالائی لکن غرش رعد آسای شلیک این موشک باعث لو رفتن سریع محل استقرار آن می شد برای همین لازم بود به شکل ضربتی از آن استفاده شده و سریعا محل را ترک کند .

 

 

برای رسیدن به دیدگاه تمور ژنان که از بخش شمالی آن ممکن بود باید از دوراهی حلبچه به سمت چپ پیچیده و چندین کیلومتر در دید و تیر تانکهاو توپخانه احمد برنو حرکت کرده تا به شیارهای کوه رسید و فاصله بین این مسیر با دشمن که در آن سوی دم دریاچه سد مستقر بود بیش از سه یا چهار کیلومتر نبود و غیر از کمین های لشکر 27 که در اطراف دریاچه بودند نیروئی در مسیر دیده نمی شد.

اما خطر ناکترین بخش این مسیر سربالائی پیچ دوم بود که با شیب زیاد حدود پانصد متر در دید و تیر تانکها و حتی تیر بارهای دشمن قرار داشت و به قدری تابلو بود که به سیبل مقابل تانکها بدل شده بود دقیقا همان وضعی که در پیچ معروف شاخ شمران بود -که این پیچ هم هدف مستقیم برای تانکهای مستقر در شاخ برددکان بودند-و هر وسیله ای که از این مقطع عبور می کرد غالبا هدف تانک قرار می گرفت و آثار انهدام خودروها در این محل و دره پائین آن قابل مشاهده بود .

راننده های حرفه ای تویوتاها برای عبور از این مقطع چندین تکنیک را به کار می گرفتند اول اینکه در تاریکی و با چراغ خاموش عبور می کردند دوم در زمانی که آفتاب مستقیم به چشم دشمن می تابید و دید دشمن را تار می کرد عبور می کردند و البته بالاترین تکنیک خواندن وجعلنا بود و پر کردن گاز و صعود پرگاز و سریع از این سربالائی و دور زدن سریع به سمت عکس آن و پنهان شدن در پشت خاکریزی که از احداث جاده حاصل شده بود .

 

از این محل که یک یا دو ماشین جا می گرفت و تویوتا به زور در آن دور می زد تا دیدگاه حدود پنجاه متر ارتفاع با شیب بسیار تند بود و خود دیدگاه در پشت سنگی بزرگ واقع شده بود و کلا بالای کوه از این جانپناههای سنگی متعدد و ممتد داشت و خود دیدگاه هم در تیر رس تانکهائی بودند که در روبروی دیدگاه در پشت دم دریاچه مستقر بودند و البته خمپاره و توپ هم روی دیدگاه کار می کرد در بخش جلوئی هم کمینهای بچه های گردان عمار لشکر در پشت دریاچه سد و شریعه سمت چپ مستقر بودند که آن هم ماجراهائی شنیدنی دارد .

در تطبیق هم حاج رضا با آمدن من به مرخصی رفته بود و برادر لاری و من مانده بودیم قرار شد در تاریکی و گرگ و میش صبح یک قبضه خودرو موشک انداز حرکت کند و برای اینکه برد آن به لاله سد و شهر دربندیخان برسد در یکی از شیارهای تمور زنان دقیقا پشت دیدگاه مستقر شود و بلا فاصله پس از شلیک جمع کند و با سرعت محل را ترک کند به همین خاطر لانچر با شش موشک مسلح شد تا بتواند با سرعت بیشتری حرکت کند.

برادر سید داودآیتی و من سوار تویوتا که رانندگی آنهم با سید بود اول صبح حرکت کردیم و به زودی از پیچ آتشبار کاتیوشا گذشته و وارد دشت و سپس شیار تمور ژنان شدیم صدای ناله ی کامیونموشک انداز هم می آمد که در حال رسیدن به موضع بود . رسیدیم به شیاری که یکی از گردانها در عملیات درآن به استراحت پرداخته و مورد هدف تک شیمیائی قرار گرفته و تلفات زیادی متحمل شده بود و راجع به این موضوع هم چند جمله ای صحبت شد و یادی از آنان کردیم و رسیدیم به همان شیب .

روش آقا سید برای عبور و گذر از خطر خواندن سوره قدر بود و از همان اول که سوار تویوتا شدیم هم سه بار سوره قدر را خوانده بود اما در پائین شیب کمی مکث کرد و انا انزلنا خواندیم و بعد هم وجعلنا ، زمانی رسیده بودیم که اول صبح بود و دید دشمن هم بسیار خوب و اوضاع نشان می داد که قبل از ما هم اجرای تیر شده بود و در وسط جاده خاکی یه دوجین سوراخهای برخورد گلوله تانک بود و همینطوری هم عبور از آن را با خطر سقوط به دره مواجه می کرد.

سید گاز داد و گاز داد و ناگهان خودرو را از جا کند و مثلا با سرعت ازآن قسمت عبور کردیم اما این لاستیکها یکی در میون و گاهی هر دو داخل چاله ها می افتاد و کله ما به سقف تویوتا می خوردولی سید درنگ نکرد و بالاخره از شیب به سلامت گذشته و به راست برگشتیم و زود پیاده شدیم یادم نیست که چند تا تیر به اطراف خورد ولی تکنیک ترکیبی سید کار خودشو کرده بود در دیدگاه برادر حاج صغیری و یه دیدبان دیگر هم حضور داشتند .

 

 عده ای از نیروهای پیاده هم در سمت چپ سنگرهای کوچکی احداث کرده بودند . با سرعت رفتیم به منتهی الیه ارتفاع تمورژنان که کمی دور تر از دیدگاه و سنگرها باشیم چون یقین می دانستیم که بلا فاصله بعد از اولین موشک دیدگاه مورد هدف قرار می گیرد و از دیدگاه شاخ بردد کان و شاخ شمران دیدگاه تمور ژنان دیده می شد و حتی از جبهه ی دشمن در روبرو و تانکهای مقابل می توانستند مستقیم ما را هدف بگیرند. تماس با قبضه حاصل شد و آماده به کار بود و هر سه نفر روی مختصات و هدف و اینکه کجای سد را بزنیم رای زنی کردیم قرار شد اول وسط لاله سد را بزنیم و بعد با تصحیحات راست اسکله قایقها را که شبها برادران گردان عمار و کمینها را اذیت می کردند و بعد تأسیساتی در پشت سد بود و احتمالا مخزن سوخت و انصافا برای زدن شهر تصمیمی نداشتیم .

اولین موشک با و ما رمیت اذ رمیت آقا سید غرش کنان هوا را شکافت و از لاله سد رد شد و در محلی در پشت سد منفجر شد و فقط دود آن را دیدیم با تصحیحات پانصد کم دومین موشک روی لاله سد خورد و سومی به اسکله و چهارمی به تأسیسات و بعدی به گوشه سمت راست سد و موشک آخر هم که به داخل شهر پشت تأسیسات اصابت کرد رویت کردیم .

 

 

کل اجرا ده الی پانزده دقیقه حدوداً طول کشید و از پشت صخره ای این موشکها هدایت شدند خیلی از اجرای خود راضی نبودیم با اینحال به نظر من خوب بود چون هم اسکله را زده بودیم و هم تأسیسات را که دود هم از آن بلند شده بود ولی به سد نتوانسته بودیم آسیب بزنیم زیرا قدرت این موشک در حدی نبود که بتواند به سد بتونی آسیب بزند و از موشکی هم که به داخل شهر خورده بود خرسند نبودیم . هنوز اجرا تمام نشده بود که آتش دشمن فعال شد و ما محل را ترک کرده بودیم که چند گلوله به اطراف آن اصابت کرد قبضه هم که خالی شده بود، سریعا محل را ترک کرده بود .