شهید محمد تاجیک   

         نام پدر : رضا  

          عضویت : رسمی  

تاریخ تولد: 15-1-1341 شمسی
محل تولد: تهران - ورامین
   محل خدمت : بهداری
تاریخ شهادت : 15-4-1365 شمسی

    محل شهادت : مهران   

گلزار شهدا:خیرآباد 
ورامین-تهران

 برادر شهید محمد تاجیک به نام کیوان تاجیک نیز  شهید شده است .

بسمه تعالی

وصیتنامه شهید محمد تاجیک

الهم عرفنی نفسک فانک ان لم تعرفنی نفسک لم اعرف بنبیک الهم عرفنی رسولک فانک لم تعرفنی رسولک اعرف حجتک الهم عرفنی حجک فانک ان لم تعرفنی حجتک ضلک عن دینی.

“ معبودا، الها، پاک پروردگارا، چه زیباست جلوه گاه جمالت و چه باشکوه است نمایشگاه جلالت، در حیرتم ای خداوند بی چون که این منم که افتخار آنرا پیدا کردم که در راهت حرکت کنم.”

بارالها هم اکنون که روحم از میان قفس کالبد تن فضای بی‌کران زمان را زیر پا نهاده از دریچه بارگاهت که به دیدگانم گشوده‌ای همه هستی را در راز و نیاز تو می‌بیند و زمزمه تسبیح آن را می‌شنود و طعم آزادی روح را از علائق سنگین بار مادیات می‌چشد.

مرغ روانم از قفس پر شده   قالبم از قلب سبکتر شده

پروردگار من ای دانای درون و برون من پیش از آن بودم که برای وصول به بارگاهت راههایی بس دور و دراز در پیش دارم و باید مسافتها طی کنم و از منزلگاههای خطرناک ناپیدا بگذرم. حالا می‌فهمم که من دیگر راهی در پیش ندارم که آنرا در نوردم، باید تنها گامی بردارم. خدایا مرا مورد عفو قرار بده.

السلام علیک یا ابا عبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک السلام علیک علی الحسین و علی علی بن الحسین و الا اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین.

سلام و درود خدا بر تو ای حسین و به ارواح پاک و مطهر تو ای سید الشهداء.

ای حسن جانم چه جانها برای رسیدن تو فدا شد و چه خونها برای زیارت مرقد مطهر تو بدست دژخیمان افلقی و مزدوران صدامی به زمین ریخت و چه عاشقانه شهید شدند.

درود خدا بر تمام شهیدان و خانواده‌های عزیز آنها مخصوصاً مادرهای شهید داده که چون زینب صابرند و استوار.

سلام و درود خدا بر صاحب عصر و منجی عالم بشریت صاحب الزمان (عج) و نایب بر حقش رهبر شیعیان جهان آیت ا العظمی الامام الخمینی رهبر و قائد و ولی ما و پیروان ولی فقیه.

و بعد سلام و درود بر مادر عزیزم و پدر گرامی و برادران و خواهران عزیزم. امیدوارم مرا ببخشید و از همگی شما طلب عفو می‌نمایم. مادر عزیز می‌دانی که زینب در کربلا تحمل 72 شهید را کرد. مادر عزیز می‌دانی حسین را در کربلا سرش را از بدن جدا کردند ابوالفضل العباس را دستهایش را از بدن جدا کردند. مادر عزیزم نکند ضعف را به خود راه بدهی که افتخاریست عزیم برای تو. مادرم می‌دانی مادر وهب چه گفت؟ فرمود: سری را که در راه خدا داده‌ام پس نمی‌گیرم. برادران عزیز از شما طلب عفو می‌نمایم، دعا و استغفار را از یاد نبرید که بهترین درمانها برای دردهاست و همیشه به یاد خدا باشید و از یاد روحانیت متعهد جدا نشوید که اگر چنین کنید بدبختی مسلمانان و روز جشن ابرقدرتهاست. خواهران عزیزم از شما طلب بخشش می‌کنم و همگی شمارا به خدای بزرگ می‌سپارم. برادران سپاهیم از همه شما طلب عفو می‌کنم انشاءالله در مسئولیتهایتان کوشا باشید.

دوستان و آشنایانم از همگی شما طلب عفو می‌کنم و از برادران قائمیه می‌خواهم که از تبلیغات و جلسات قرآن خوانی و قرائت آن کوتاهی نکنید.

برادران و خواهرانم در امام بیشتر دقیق شوید و سعی کنید عظمت اورا بیابید و خودرا تسلیم او سازید و صداقت و اخلاص خود را همچنان حفظ کنید. اگر خداوند شهادت را نصیب ما کرد آنان که در خط رهبر و در خط سرخ امام خمینی نیستند و به ولایت او اعتقاد ندارند نمی‌خواهم بر جنازه من حاضر شوند.

باشد که دماء شهدا آنان را نیز متحول سازد.

در ضمن مرا کنار شهدای امام زاده خیرآباد دفن کنید.

اشهد ان لا اله الا ا و اشهد ان محمد رسول ا و اشهد ان امیرالمومنین علی ولی ا و اشهد ام خمینی روح ا

والسلام

تاریخ شهادت: 15/4/65